نکاتی در مورد استفاده نوجوانان از «تبلت» و «گوشی هوشمند»

[ad_1]


نکاتی در مورد استفاده نوجوانان از «تبلت» و «گوشی هوشمند»

نکاتی در مورد استفاده نوجوانان از «تبلت» و «گوشی هوشمند»

??در مورد استفاده نوجوانان از «تبلت» و «گوشی هوشمند» چه نکاتی را باید در نظر داشته باشیم؟??
امروزه اکثر بچه ها حتی بچه های سه یا چهار ساله، از والدینشون می خوان که براشون گوشی هوشمند یا تبلت بخرند. پدر و مادر از یک طرف مضرات و مشکلات ناشی از این وسیله رو می دونند و از طرف دیگه هم نمی تونند در مقابل خواسته های بچه شون کوتاه بیان. به خصوص وقتی که می بینند که بچه های اقوام و دوستان همگی گوشی دارند و کمی نگران می شند که نکنه بچه شون سرخورده بشه یا از نظر یادگیری عقب بمونه.
چیزی که مسلمه اینه که نمی شه بچه رو از این وسیله به طور کامل محروم کرد، ولی استفاده از اون باید شرایط خاصی داشته باشه که باعث آسیب و مشکلات بعدی نشه:

اول اینکه، برای بچه های زیر هجده سال گوشی یا تبلت شخصی نخرید. خیلی بهتره که به اسم خودتون اونو بخرید و به فرزندتون بگید که می تونه گاهی از تبلت یا گوشی شما استفاده کنه. با این روش هم می تونید زمان استفاده از تبلت رو کنترل کنید و هم روی فعالیت های فرزندتون نظارت داشته باشید.

دوم، بازی ها و برنامه های مناسب رو خودتون براش نصب کنید.

سوم، در زمان بازی بچه های کوچک با گوشی، اتصال به اینترنت رو قطع کنید.
برای بچه های بزرگ تر، درباره شرایط استفاده از اینترنت توضیح بدید و بهشون بگید که نباید با افراد غریبه در شبکه های اجتماعی صحبت کنند و یا عکس و فیلم خودشون رو براشون بفرستند. لازمه اونا بدونند که هر کسی در فضای مجازی ممکنه اون شخصی نباشه که داره خودشو معرفی می کنه.
در ضمن خیلی بهتره که وای فای فقط ساعات مشخص و محدودی در طول شبانه روز روشن باشه و ترجیحا ساعت 9 شب تا 9 صبح اونو خاموش کنید. (لازمه این قانون رو خودتون هم رعایت کنید)

چهارم، به نوجوان ها توضیح بدید که قرار دادن عکس های شخصی و خانوادگی در اینترنت صحیح نیست و می تونه مشکلاتی برای اونا پیش بیاره. می تونید در محیط های بیرون از خونه مثلا در پارک، عکس های زیبا و با کیفیتی از فرزندتون بگیرید تا در شبکه های اجتماعی بگذاره.

پنجم، بچه رو با بازی ها و فعالیت های مناسب سرگرم کنید تا بهانه بازی با گوشی رو نگیره.

ششم، خودمون زمان حضور در شبکه های اجتماعی رو محدود کنیم و در مقابل بچه ها تا حد امکان گوشیمون رو در جایی دور از خودمون قرار بدیم. می تونیم در جای خاصی از خونه، مکانی برای قرار دادن گوشی ها در نظر بگیریم و به محض ورود به خونه گوشیمون رو اونجا بگذاریم. این رفتار ما می تونه الگوی مناسبی برای بچه ها باشه.

در پایان ، توصیه می کنم در فضاهای مجازی با بچه ها همراه باشیم و اونها رو برای مدت طولانی با گوشی هوشمند تنها نگذاریم و اگه متوجه اشتباهی از طرف بچه شدیم بدون سرزنش و دعوا، بهش توضیح بدیم که چرا رفتارش اشتباه بوده و چه مشکلاتی ممکنه براش پیش بیاره.

 

[ad_2]

لینک منبع

نوجوانان در بزرگسالی چه شخصیت و منشی خواهند داشت؟

[ad_1]


نوجوانان در بزرگسالی چه شخصیت و منشی خواهند داشت؟

نوجوانان در بزرگسالی چه شخصیت و منشی خواهند داشت؟

آیا تا بحال به طور جدی به این موضوع فکر کرده اید که فرزند نوجوان شما در بزرگسالی چه شخصیت و منشی خواهد داشت؟ شما هم احتمالا مثل بیشتر والدین بارها به این موضوع اندیشیده اید و از یک طرف هزاران امید و آزو در ذهنتان شکل گرفته و از طرف دیگر نگرانیهایی هم ذهنتان را مشغول کرده است.
عوامل زیادی بر آینده نوجوان شما اثرگذارند. مثلاً صفاتی که به صورت وراثتی کسب میکنند، خانواده و جامعه ای که در آن زندگی میکنند و آموزش و مراقبت والدین. از آنجا که نمیتوان خصوصیات وراثتی را عوض کرد و یا نمیتوان همه دنیا را تغییر داد، پس خانواده نوجوان یک عنصر تعیین کننده در سرنوشت انها هستند و به همین دلیل وظیفه مهمی بر عهده والدین است.
به عنوان یک پدر یا مادر میتوانید کمک کنید که خود را با مراحل رشدش وفق دهد، میتوانید دنیا را برایش معنی کنید و او را از خطرات موجود در آن آگاه سازید، برایش یک الگوی مناسب باشید و هر زمان که نیاز داشت آسایش را برایش فراهم کنید. پس پدر و مادر بودن کار ساده ای نیست؛ اما یکی از مهمترین و با اجرترین وظایفی است که انجام میدهید.
شما اولین الگو و معلم فرزندتان هستید، پدر و مادر به فرزند خود یاد میدهند و میفهمانند که منحصر بفرد است، عمیقا دوست داشته میشود و شایسته شاد بودن است. این احساسات میتوانند یک عمر دوام داشته باشند.
یک مساله مهم برای شما به عنوان یک والد این است که بدانید فرزندتان مرتکب اشتباه خواهد شد و شما حتی در این مواقع هم باید دوستش داشته باشید، از او حمایت کنید، در مورد رابطه های مختلفی که دارد با وی صحبت کرده و کمکش کنید تا بهتر تصمیم بگیرد. از گفتن “نه” به نوجوانتان نترسید و برای تصمیمهایی که میگیرید دلیل بیاورید و از وی توقعی بیش از آنچه واقعا میتواند انجام دهد نداشته باشید.

با شروع بلوغ رشد سریع جسمی آغاز میشود. در همین زمان، فرایندهای فکری نوجوان شروع به تغییر میکند تا در نهایت مثل یک فرد بالغ شوند. کم کم نوجوانان میتوانند راههای مختلفی را که در پیش رو دارند باهم مقایسه کنند، تصمیمهایی برپایه واقعیات بگیرند و پیامدهای آنها را بررسی کنند. علاوه بر آن رفتارهای نوجوانان بزرگتر از خود را زیر نظر میگیرند تا ببینند چه رفتارهایی برای جامعه و اطرافیان قابل قبول است. و در قسمتی از فرایند رشدشان که به رشد اجتماعی موسوم است یاد میگیرند با دیگران روابط مهمی برقرار کنند. در دوره نوجوانی گاهی عوامل متعدد دست به دست هم میدهند و باعث میشوند تا نوجوانتان کم کم از بقیه خانواده فاصله بگیرد. این امر برای برخی والدین واقعا ناراحت کننده است. اما آشفته نشوید، این یک اتفاق طبیعی و ضروری است. این که یک نوجوان بین خودش و اعضای خانواده اش مقداری فاصله ایجاد کند به معنی کنار گذاشتن آنها نیست. این مسئله فقط یک مرحله از تغییر و تحولات طبیعی نوجوانهاست و برای افزایش استقلال و مسئولیت پذیری نوجوان در برابر تصمیمها و رفتارهای شخصیش سودمند است.

‍ یک موضوع حساس دوره نوجوانی، مسائل جنسی است. افراد در اوایل نوجوانی احساسات و امیال جنسی تازه ای را کشف میکنند که گاهی هم برای خود آنها و هم برای والدینشان باعث ایجاد آشفتگی، نگرانی یا دردسر میشود. همه انسانها برای رسیدن به آسایش و شادمانی باید بتوانند بر نیازهای جنسی خودشان تسلط و کنترل داشته باشند. در اوایل نوجوانی است که افراد شروع میکنند خودشان را با امیال جنسی خویش وفق دهند، محدودیتها و قانونهای اخلاقی را قبول کنند و از باورهای جامعه در مورد مردها و زنها آگاهی یابند.
شما همیشه باید برای پاسخ دادن به سوالات نوجوانتان چه در مورد مسائل جنسی و چه سایر موارد در دسترس باشید. اما اگر زمانی مشاهده کردید که مشکلاتی جدی در حال وقوع است و ممکن است طبیعی بودن دوره نوجوانی فرزندتان و یا حتی آینده او را به هم بزند، بخاط داشته باشید که کمک تخصصی مشاور میتواند شما را یاری دهد.

با عاشق شدن های دوران نوجوانی فرزندانمان چگونه برخورد کنیم؟
از نوجوانی به عنوان دوره بحران نام برده شده است پس ابتدا مطالعه ای در مورد ویژگی های عاطفی شناختی و جسمی نوجوانان داشته باشید تا با اشنایی از این دوران نوجوان خود را بیشتر بشناسید. انگاه خواهید دید بسیاری از رفتارهایی که ما می رنجاند شرایط طبیعی این دوره انان است و نیازمند صبر و مهربانی والدین می باشد. بدلیل سرعت بالای رشد در این دوره بویژه در حوزه جنسی، نوجوان گرایش به شناخت به جنس مخالف داشته و در این مورد احساس پیدا می کند، احساساتی که بیشتر از انکه جنبه عقلانی داشته باشد جنبه صرف احساسی دارد. علاقه مندی به رمانها و فیلم های عاشقانه و کنجکاوی های جنسی شروع می شود.
“مراقبت ” و نه محدودیت زیاد روش مناسبی است.
نوجوان باید بداند ما دوستش داریم و این احساسش هم طبیعی است فقط نحوه برخورد با این احساسش را باید به او اموزش دهیم. به دلیل عدم پختگی کافی شناختی و منطقی نوجوان، باید با وی در خصوص این مساله با احتیاط برخورد کرد تا نوجوان دست به رفتارهایی غیرعقلانی که نتیجه ای جز پشیمانی خودش و شما را دربرندارد نزند. صمیمی شدن با نوجوان در حدی که او بتواند براحتی مسائلی که برایش پیش می اید با والدین هم جنس خود مطرح کند خوب است. مسلما الگوی سالم اخلاقی و جنسی والدین هم در این مورد تاثیر بسزا دارد. از طرفی می بایست نسبت به احساس عشق نگرش مثبت خود را نشان دهیم ولی در مورد بی بند و باری های جنسی و خطرات ان گوشزد نموده و وی را اگاه کنیم. نوجوانانی که این اطلاعات را از والدین هم جنس خود می گیرند اگاهی و رفتار سالمتری را کسب می کنند تا انانی که از دوستان خود کسب اطلاع می کنند.
نوجوان بشدت نیازمند توجه و دیده شدن است این امکان را از روشهای دیگر به او بدهیم تا برای ارضا شدن این نیاز دست به انتخاب دوستی های ناسالم نزند. وی باید بداند از نظر چهره و فیزیک و همچنین توانایی های خاص خود مورد قبول والدین میباشد. به این صورت خودپنداره مثبتی از خود پیدا میکند.
مشغول بودن نوجوان در کلاسهای ورزشی، گوش کردن به حرفها و دردلهای مختلف او، درک شرایطش، بیان داستانهای نوجوانی خود، اطلاع از پیامدهای ناگوار دوستی ها و روابط ناسالم، ایجاد بسترهایی در رشد شناختی و مهارتی نوجوان به طوری که هم بخش مهمی از اوقاتش صرف اموزش و یادگیری باشد و هم اینکه بتواند از طریق رشد در مهارتهای هنری یا شناختی ابراز وجود کند نیز تاثیر مثبتی دارد. او باید بداند برای شما عزیز است و شما در این مسیر پرتلاطم کنارش هستید.

[ad_2]

لینک منبع

صداقت هایی که در زندگی دردسرساز می شود

[ad_1]

صداقت هایی که در زندگی دردسرساز می شود

صداقت خطرناک در زندگی مشترک
صداقت هایی که در زندگی دردسرساز می شود

در زندگی مشترک لازم است بعضی از رازها را پیش خودتان نگه دارید و صداقت محض نداشته باشید . خیلی از افراد معتقدند که پس از جاری شدن خطبه عقد تمام مرزهای بین زن و شوهر باید از بین برود و بدون هیچ مخفی کاری زندگی شان شروع شود. آنها می گویند هیچ رازی نباید بعد از ازدواج باقی بماند و زن و شوهر در طول زندگی نباید هیچ مساله ای را از هم پنهان کنند. این صداقت خیلی خوب است اما گاهی خطرساز و شبیه به یک ساده لوحی پردردسر می شود و برای زندگی مشترکتان مشکلات زیادی را بوجود می آورد.

در این مورد خواندن مقاله “این رازها را به همسرتان نگویید” را به شما پیشنهاد می کنیم.

لازم نیست همه مسائل را با همسرتان در میان بگذارید

اگر در خانواده تان پشت سر همسر شما بد گویی می شود نباید عین جملات را به گوش او برسانید. این خبرچینی که اسمش را صداقت می گذارید آتشی به پا می کند که شما و زندگی تان را نیز می سوزاند. اگر کسی اشتباهات همسرتان را بیان می کند به نرم ترین حالت ممکن، طوری که همسرتان احساس نکند پشت سر او بدگویی شده است، ماجرا را با او در میان بگذارید. در حدی باشد که درباره اشتباهاتش به او هشدار داده اید و او را متوجه دلخوری طرف دیگران از همسرتان کرده باشید و او را ترغیب کنید که از آن شخص دلجویی کند.

حتی مشکلاتی که در زندگی سایر اعضای خانواده تان وجود دارد را نیازی نیست با همسرتان در میان بگذارید. اگر خواهر شما با همسرش مشکل دارد یا حتی دوستی که با شما درددل کرده است و رازهایی را از او دارید، چیزهایی نیست که بخواهید با همسرتان در میان بگذارید. البته چیزی را از او پنهان نکنید و جزئیات در حدی باشد که اگر در جمع کسی راجع به این مشکل حرفی زد، همسر شما بی خبر نباشد. دانستن جزئیات زندگی خواهر و برادر شما نباید بیان شود زیرا این جزئیات به زندگی شما ارتباطی ندارد.

حرفی از ارتباطات یا خواستگاری های قبلی تان نزنید

آقای محترم نیازی نیست از لیست بلند بالای دختران دم بختی که مادرتان در اختیارتان گذاشته است و همه شان به ازدواج با شما علاقه مند بوده اند یا خواستگاری هایی که رفتید، با همسرتان صحبت کنید. خانم محترم نباید از پسرهای فامیل و دوست و آشنا که به دنبال ازدواج با شما بودند یا خواستگارهایی که داشتید با همسرتان صحبت کنید.

اگر می خواهید سرخوردگی، تحقیر، بی اعتمادی و احساس ناامنی را وارد زندگی تان کنید در مورد این مسائل صحبت کنید. این که در خیابان کسی مزاحمتان شده است و یا کسی برایتان خواستگار پیدا کرده است مسائلی نیست که لازم باشد با همسرتان در میان بگذارید. مطرح کردن این مسائل این حس را در همسر شما ایجاد می کند که ممکن است هر لحظه شما را از دست بدهد و این حس ناخوشایندی در زندگی است و بر زندگی شما تاثیرخوبی نخواهد گذاشت. این خاطرات و حرف ها را فراموش کنید و فقط با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید زندگی کنید.

در دلخوری های همسرتان با خانواده اش فقط شنونده باشید

اگر از خانواده همسرتان دلخوری دارید نباید بدون هیچ ملاحظه ای با او درمیان بگذارید. فرض کنید شما از مادرشوهرتان رفتار بدی دیده اید که دلخور شده اید، همان زمان همسرتان از مادرش تعریف و تمجید می کند که زن فهمیده و محترمی است، در این شرایط شنونده باشید و شروع به نقض کردن گفته های همسرتان نکنید. لازم نیست همه حرف هایی که با مادرشوهرتان زده اید را با او درمیان بگذارید و پیش همسرتان جبهه بگیرید. اجازه دهید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان بماند و با گذشت زمان حل شود و روی روابط تان با همسرتان سایه نیندازد.

ممکن است شما از خانواده همسرتان دلخور باشید و همسرتان هم اتفاقا از یکی از اعضای خانواده اش ناراحت باشد و این ناراحتی را با شما در میان بگذارد. در این لحظه شما شروع به برشمردن بدی های آن فرد می کنید و کاسه داغ تر از آش می شوید و حتی از همسرتان هم بیشتر از طرف مقابل بد می گویید. این کار اشتباهی است زیرا همسرتان هر قدر هم که عصبانی باشد ، از این که شما پشت سر اعضای خانواده اش بدگویی می کنید ناراحت می شود و این صحبت ها در ذهن اش ثبت می شود . اگر بتواند در مورد خانواده شما تلافی می کند و اگر این فرصت فراهم نشود از شما دل چرکین می ماند و دفعه بعد درد دل هایش را با شما در میان نمی گذارد.

حتی برعکس این رفتار هم اشتباه است. لازم نیست که وقتی همسرتان از خانواده اش بدگویی می کند شما شروع به خوب گویی کنید. شما باید شنونده باشید و همسرتان را آرام کنید. وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد در مورد این دل خوری با او صحبت نکنید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.

در مورد مشکلات اعضای خانواده تان با هم نباید به همسرتان چیزی بگویید، البته مخفی کاری هم نکنید که اگر در جمع در مورد این مساله صحبت شد همسرتان بی اطلاع باشد و از این موضوع ناراحت شود. در مورد جزئیات با او حرفی نزنید و در حدی مشکلات بین اعضای خانواده تان را با او در میان بگذارید که بی خبر نباشد.

[ad_2]

لینک منبع

افرادی که ازدواج با آن ها اصلا پیشنهاد نمیشود!

[ad_1]


افرادی که ازدواج با آن ها اصلا پیشنهاد نمیشود!

افرادی که ازدواج با آن ها اصلا پیشنهاد نمیشود!

?افرادی که ازدواج با آن ها اصلا پیشنهاد نمیشود!?
⚠️( احتمال طلاق و جدایی در این ازدواج ها بالاست)⚠️⛔️

1 افراد دارای هوش هیجانی پایین❗️

تحقیقات روان شناسان در دهه های اخیر ثابت کرده که تنها هوشبر (IQ) برای موفقیت در زندگی کافی نیست، بلکه ما برای داشتن یک زندگی خوب و خشنودکننده به نوع دیگری از هوش یعنی هوش هیجانی نیازمندیم. روان شناسان، هوش هیجانی را به صورت توانایی شناسایی احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایزگذاشتن میان آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال تعریف کرده اند.

افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، دارای ویژگی هایی هستند که زندگی با آنها را بسیار مشکل می سازد. از مهم ترین این ویژگی ها می توان به 4 مورد زیر اشاره کرد :

❌بروز ندادن احساسات
❌توجه نکردن به احساسات دیگران
❌ناتوانی در مقابله با هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و… (اغلب این افراد قادر به کنترل خشم خود نیستند)
❌مقابله ناکارآمد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره
❌ناشادی و بدبینی کلی

2 افرادی که هنوز درگیر روابط قبلی شان هستند❕

اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد.

فرد آسیب دیده در این موارد، یا کسی را به عنوان همسر انتخاب می کند که ویژگی هایش کاملا مخالف خصوصیات همسر سابقش باشد، یا فردی را انتخاب می کند که ویژگی هایی کاملا مشابه همسر قبلی داشته باشد. دلیل دیگری که ممکن است موجب انتخاب شده باشد، فرار از هیجانات منفی پس از جدایی است. به هر حال آنچه مسلم است، این است که شما به خاطر خودتان و بر مبنای ویژگی های فردی تان انتخاب نشده اید. اگر فرد موردنظرتان از شریک سابق خود جدا شده و طلاق را تجربه کرده است، برای کنارآمدن با شرایط جدیدش به زمان نیاز دارد.

3 افراد مبتلا به اختلالات جنسی

باربارادی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» اختلالات جنسی را به سه دسته تقسیم کرده است:
1 – اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی
2 – عدم عزت نفس و نجابت جنسی
3 – مشکل اجرای عمل جنسی

مهم ترین دسته ی این اختلالات که پیش از ازدواج می توان به آن پی برد، عدم عزت نفس و نجابت جنسی است. اگر فرد موردنظر شما در ارتباطات خود باجنس مخالف حریمش را رعایت نمی کند، اگر احساس می کنید بیش از حد با دیگران گرم می گیرد یا رفتار و پوشش وی با فرهنگ ما سازگار نیست، یا اگر همیشه درباره افراد جنس مخالف اظهارنظر می کند، بدانید مشکلی وجود دارد. متاسفانه احتمال اینکه افراد پس از ازدواج این عادت نامطلوب را ترک کنند، بسیار کم است.

4 افرادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند❕

متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم همین که همسر آینده مان به بلوغ جسمانی رسیده باشد، برای تشکیل زندگی کافی است. غافل از آنکه رسیدن به بلوغ عاطفی و اجتماعی نیز به همان اندازه بلوغ جسمی مهم است. همان طور که خودمان هم در اطرافمان دیده ایم، این گونه افراد مستقل نشده و به شدت به دیگران (خانواده یا دوستان) وابسته اند و بدون کمک آنها قادر به تصمیم گیری نبوده و به هیچ وجه مسئولیت پذیر نیستند. همه این ویژگی ها، زندگی کردن با این افراد را مشکل می سازد.

[ad_2]

لینک منبع

مراحل رشد روانی جنسی انسان

[ad_1]

مراحل رشد رواني- جنسي فرويد رشد رواني- جنسي چيست ؟
بر طبق نظريه فرويد، شخصيت انسانها غالباً تا سن 5 سالگي شکل ميگيرد. تجربيات اوليه، نقش مهمي در رشد شخصيت ايفاء ميکند و تأثيرات آنها در رفتارهاي بعدي انسان در زندگي تداوم مييابد. نظريه رشد شخصيت فرويد، يکي از معروفترين و در عين حال بحث برانگيزترين نظريه هاست. فرويد اعتقاد داشت که شخصيت انسانها طي يک سري مراحل دوران کودکي شکل ميگيرد که در خلال آنها، انرژيهاي لذت جوي «خود» ( id ) بر ناحيه هاي تحريک پذير خاصي متمرکز ميشود. اين انرژي رواني-جنسي يا «زيست مايه» ( libido ) به عنوان نيروي محرکي که در پشت رفتارها قرار دارد، در نظر گرفته شده است.

اگر اين مراحل با موفقيت تکميل گردند، نتيجه اش شخصيت سالم خواهد بود. و چنانچه جنبه هاي خاصي در مرحله مناسب خود حل نشده باقي بماند، ميتواند به «تثبيت» بيانجامد. تثبيت يعني تمرکز ماندگار بر روي يک مرحله رواني-جنسي قبلي. تا وقتي که اين تعارض حل نشود، فرد در اين مرحله همچنان «گرفتار» باقي ميماند. براي نمونه، کسي که در مرحله دهاني تثبيت شده باشد. ممکن است بيش از حدّ به ديگران وابسته باشد و در جستجوي تحريک دهاني از طريق سيگار کشيدن، نوشيدن يا خوردن برآيد.

مرحله دهاني
در خلال اين مرحله، تنها راه تعامل نوزاد با جهان خارج از طريق دهان است و در نتيجه واکنش مکيدن اهميت خاصي دارد. دهان براي خوردن، ضرورت دارد و نوزاد از تحريک دهاني از طريق فعاليتهاي ارضاءکنندهاي نظير مکيدن و مزه کردن، لذت ميبرد. به دليل آن که نوزاد به طور کامل به پرستارش وابسته است (کسي که به او غذا ميدهد)، نوعي حس اعتماد و آسايش از طريق اين تحريک دهاني در او رشد مييابد.تعارض اصلي در اين مرحله، فرايند از شيرگرفتن است- بچه بايد وابستگي کمتري به پرستارش پيدا کند. اگر تثبيت در اين مرحله اتفاق افتد، فرويد معتقد است که فرد در آينده با مشکلاتي از قبيل وابستگي يا پرخاشگري روبرو خواهد شد. تثبيت دهاني ميتواند به مسائلي در خوردن، آشاميدن، سيگارکشيدن يا ناخن جويدن منجر شود.

مرحله مقعدي
در خلال اين مرحله، به عقيده فرويد تمرکز اصلي «زيست مايه» بر کنترل حرکتهاي ادرار و دفع است. تعارض اصلي در اين مرحله، آموزش آداب دستشويي رفتن است. بچه بايد ياد بگيرد که نيازهاي بدني خود را کنترل کند. رشد اين کنترل به حس استقلال و پيشرفت ميانجامد.بنا بر گفته فرويد، موفقيت در اين مرحله به رويکرد پدر و مادر در آموزش آداب دستشويي رفتن دارد. نخستين رويکرد، مستلزم پاداش و تشويق به خاطر استفاده از دستشويي در زمان مناسب است. و دومين رويکرد، تنبيه، تمسخر يا شرمنده کردن بچه به خاطر عدم استفاده از دستشويي است.اگر پدر و مادر رويکر خيلي ملايمي را برگزينند، «شخصيت مقعدي-دفعي» رشد خواهد کرد که شخصيتي مخرّب، نامرتب و ولخرج خواهد بود. و چنانچه پدر و مادر خيلي سختگير باشند و يا آموزش آداب دستشويي رفتن را از خيلي زود شروع کنند، «شخصيت مقعدي-ضبطي» رشد خواهد کرد که شخصيتي محکم، منظم، جدّي و وسواسي خواهد بود.

مرحله آلتي
در اين مرحله، تمرکز اصلي «زيست مايه» بر دستگاه تناسلي است. بچه ها تفاوت بين زن و مرد را کشف ميکنند. فرويد عقيده داشت که پسرها شروع به در نظر گرفتن پدر به عنوان رقيبي براي عاطفه مادر ميکنند. «عقده اُديپ» به تشريح اين احساس يعني در اختيار داشتن مادر و تمايل به جايگزيني پدر ميپردازد. از طرف ديگر، بچه ميترسد که به خاطر اين احساس مورد تنبيه پدر قرار گيرد. ترسي که فرويد آن را «اضطراب اختگي» مينامد.از عبارت «عقده الکترا» براي تشريح احساسات مشابه در دختران جوان استفاده شده است. فرويد اين تجربه در دختران را «غبطه قضيب» مينامد.

نهايتاً بچه با پدر يا مادر همجنس خود (پسر با پدر، دختر با مادر) به شناخت جنسي بيشتري دست مييابد. در مورد دختران، فرويد عقيده داشت که غبطه قضيب هيچگاه به طور کامل از بين نميرود و تمامي زنان تا حدّي در اين مرحله تثبيت شده باقي ميمانند. روانشناساني چون خانم کارن هورناي اين نظريه را رد کرده و آن را نادقيق و براي زنان تحقيرآميز دانستهاند. خانم هورناي در مقابل ادعا کرده است که مردان به دليل اين که نميتوانند موجود ديگري را به دنيا آورند با احساس حقارت و نقص دست و پنجه نرم ميکنند.

دوره نهفتگي
در اين دوره، علائق «زيست مايه» سرکوب شدهاند. رشد «خود» ( ego ) و «فراخود» ( superego ) در اين دوره آرامش دخالت دارد. اين مرحله حدوداً زماني آغاز ميشود که کودک وارد مدرسه ميشود و توجه بيشتري به روابط با همسن و سالان و بازيها و … پيدا ميکند.دوره نهفتگي، زمان کشف کردن است که در آن، انرژي جنسي هنوز وجود دارد امّا به ناحيههاي ديگري نظير تعاملات اجتماعي منحرف شده است. اين مرحله در رشد مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي و اعتماد به نفس اهميت دارد.

مرحله تناسلي
در آخرين مرحله از رشد رواني-جنسي، ميل جنسي شديدي به جنس مخالف به وجود ميآيد. در حالي که در مراحل قبلي، تمرکز صرفاً بر روي نيازهاي فردي بود، در اين مرحله توجه به خوشبختي ديگران رشد مييابد. اگر ساير مراحل با موفقيت تکميل شده باشند، اکنون فرد بايد متعادل، صميمي، مهربان و نوع دوست باشد. هدف اين مرحله، برقراري تعادل بين جنبه هاي مختلف زندگي است.

ارزيابي نظريه رشد رواني-جنسي فرويد
اين نظريه تقريباً به طور کامل بر روي رشد مردان متمرکز است و توجه کمي به رشد رواني-جنسي زنان دارد.آزمايش علمي نظريه فرويد دشوار است. مفاهيمي چون «زيست مايه» قابل سنجش و اندازهگيري نيستند و در نتيجه نميتوان آنها را آزمود. تحقيقات به عمل آمده، تا حد زيادي بياعتباري نظريه فرويد را نشان دادهاند.پيش بيني هاي آينده خيلي مبهم هستند. چگونه ميتوان دانست که يک رفتار فعلي مشخصاً به دليل يک تجربه در دوران کودکي ميباشد؟ فاصله زماني بين علّت و اثر آنقدر زياد است که به سختي ميتوان رابطهاي را بين دو متغير در نظر گرفت.نظريه فرويد بر پايه مطالعات موردي و نه پژوهشهاي تجربي است. همچنين، فرويد نظريه خود را برپايه جمعي از بيماران بالغ خود بنا نهاده است، نه بر روي مشاهده واقعي و مطالعه کودکان.

[ad_2]

لینک منبع

ﻧﺸﺎﻧﻪ های ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ

[ad_1]


ﻧﺸﺎﻧﻪ های ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ

ﻧﺸﺎﻧﻪ های ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ

7 آﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ

ﺁﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻋﻼﻣﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺑﻪ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ ﺍﻣﻦ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩ ﺑﺎ ﻣﺘﺨﺼﺼﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﻔﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﺩﻫﯿﻢ.

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﺩﻭﺭﯼ ﮔﺰﯾﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﻣﻘﺪﻭﺭ
ﻫﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺠﺰﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﯾﻬﺎ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺟﺪﺍﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻭ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻗﻀﯿﻪ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﻟﺰﺍﻡ ﺑﻪ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺳﺎﻋﺎﺗﯽ ﺟﺪﺍﯼ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺍﺻﻞ ﻣﺴﻠﻢ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ. ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻟﺰﺍﻡ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﻬﺎﻧﻪ‌ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻧﻘﺎﺵ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﺸﺖ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻣﺮﯾﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﯾﮏ ﻣﯚﺳﺴﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖِ ﺑﻌﺪ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﻏﻠﺐ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺍﯾﻦ‌ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯽ‌ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ‌ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﻣﺮﯾﻢ ﻫﻢ ﺑﺎ ﭘﺮﺳﻪ‌ﺯﺩﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺑﯽ‌ﻫﺪﻑ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺐ ﻭ ﻓﯿﻠﻤﻬﺎﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﻣﯽ‌ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﺗﻔﺎﻫﻤﺎﺕ ﻭ ﻧﻘﺎﻁ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻥ، ﻧﮕﺮﺷﻬﺎﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺒﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﯾﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺯﻭﺝ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﻧﺪ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺑﻬﻨﺎﺯ ﻭ ﺑﻬﺰﺍﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺨﺮﯾﺪﻩ‌ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺪﻫﺎ ﻭ ﺳﻔﺮﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮﺿﺮﻭﺭﯼ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻬﺰﺍﺩ ﺑﻪ ﺻﺮﺍﻓﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﮐﻤﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺳﺒﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻨﺸﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : “ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ”
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﻪ‌ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺯﺍﺩﯾﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ. ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﻼﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﮑّﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ‌ﺑﺮﯾﻢ. ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻟﺬﺕ ﺑﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻧﺸﻮﺩ ﯾﮏ ﺁﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺷﻐﻞ ﻫﻤﺴﺮ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺄﻣﻮﺭﯾﺖ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ. ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﻣﺠﺎﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻏﺬﺍﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ‌ﺍﺵ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﺪ، ﺗﺎ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ، ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﻣﻤﺎﻧﻌﺘﯽ ﻣﺜﻞ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺠﺮﺩﯼ‌ﺍﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ. ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺳﺎﺑﻖ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﺪ.

ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﺳﮑﻮﺕ
ﺳﮑﻮﺕ ﺁﻓﺖ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺍﺳﺖ. ﺳﮑﻮﺕ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺷﺒﺎﻧﻪ‌ﺭﻭﺯ ﺯﻭﺝ ﺍﺻﻼً ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻭ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺭﺩ ﺣﺴﺎﺱ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﭘﯿﺎﻣﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﮑﻮﺕ، ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺮ ﯾﺎ ﺯﻭﺩ ﮐﺎﺳﻪ ﺻﺒﺮ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺟﻤﻌﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺻﺒﺎ ﻭ ﺍﻣﯿﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﺵ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ، ﺻﺮﻑ ﻏﺬﺍ، ﭼﺮﺕ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻟﺰﻭﻡ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﻟﻮﻟﻪ‌ﮐﺸﯽ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺒﺎ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺳﻮﺀﺗﻔﺎﻫﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺑﯿﻦ ﺍﻭ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﯿﺮ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺴﺎﻟﺖ ﻭ ﮐﺮﺧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ‌ﻫﺎﯾﺶ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻤﺶ ﺑﮕﻮﯾﺪ.

ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﮐﺎﻫﺶ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮﺏ، ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻻﯾﻞ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﯾﺎ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺗﻤﺎﺱ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩﻥ، ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩﻥ، ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻭ … ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭ ﮐﻤﮑﯽ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﮐﺎﻫﺶ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﺎﻡ‌ﺗﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻤﺎﺱ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺁﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺴﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﻗﺒﻞ ﻟﯿﻼ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺑﻪ ﻧﻈر ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﺣﺎﻝ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﮐﻢ ﻭ ﮐﯿﻒ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﻪ ﺳﺎﺑﻖ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ
ﺩﺭ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺯﻭﺟﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﻪ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﻣﯽ‌ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ ﻗﺪﺭﺕ ﺷﻨﻮﺍﯾﯽ ﻫﻤﺴﺮﺷﺎﻥ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭﺁﻣﺪﻥ ﻃﺒﻠﻬﺎﯼ ﺟﻨﮕﯽ ﺗﺎﺯﻩ!
ﻣﺜﺎﻝ: ﯾﮏ ﺳﺎﻟﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻧﺤﻮﻩ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺭﯾﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺳﻤﯿﻪ ﻭ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻫﻔﺘﻤﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﺑﻮﺩﻥ
ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮ ﻋﺮﺻﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﻭﻻً ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﻣﺨﺮﺏ ﺩﻭﻣﺎً ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﯾﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﺸﻮﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻤﻊ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖ، ﺗﻌﻬﺪ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻠﺰﻭﻣﺎﺕ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ‌ﻣﺎﻧﺪ.
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ، ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻋﻼﻣﺘﻬﺎﯼ ﺧﻄﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯾﺪ ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿﺪ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

[ad_2]

لینک منبع