چگونگی رفتار با کودکانی که دروغ می گویند

[ad_1]


چگونگی رفتار با کودکانی که دروغ می گویند

چگونگی رفتار با کودکانی که دروغ می گویند

اگر كودكتان دروغ ميگويد چه كار بايد بكنيد؟

* نگذاريد كودك فكر كند نميتواند به شما حقيقت را بگويد.

اگر كودك نگران عصباني شدن شما باشد ممكن است به هر قيمتي سعي كند حقيقت را به شما نگويد. مهم اينست به او كمك كنيد احساس امنيت و حمايت از شمارا داشته باشد در نتيجه ميتواند با علاقه و راحتي حرفش را بزند حتي اگر حرفش مطابق ميل شما نباشد.

* به جاي تنبيه او را با عواقب كار اشنا كنيد.

تنبيه از خشم مياد در حاليكه عواقب كار روي درست كردن رفتار اشتباه تمركز دارد.
براي مثال اگر كودك شما در مورد مسايل كوچكي كه در خانه به وي سپرديد به شما دروغ گفت به او از اهميت كارهايش توضيح دهيد. ميتوانيد خود نيز با او همگام شويد مثلا به او در مرتب كردن لباسهايش كمك كنيد و از اهميت نظم و ترتيب وي را اگاه سازيد.

* در مورد انتظارات خود شفاف باشيد.

به كودك خود بگوييد كه دروغ گويي چيزي است كه نمي خواهيد در خانه شما ديده شود. بگذاريد بداند كه گفتن حقيقت مانند تمام كارهاي خوب ديگري كه از وي انتظار داريد اهميت دارد مانند رفتار و گفتار مودبانه.

* دروغ نگوييد.

بيشترين ميزان يادگيري كودكان از طريق مشاهده رفتار ديگران و عمدتا والدين صورت ميگيرد ( يادگيري مشاهده اي). اگر در روابطمان با كودكمان و يا حتي ديگران خودمان دروغ بگوييم نميتوانيم از فرزندانمان انتظار ديگري داشته باشيم. در بسياري از موارد والدين اين كار را نااگاهانه انجام ميدهند مثلا براي پرداخت نكردن بهاي بليط به كودك ٩ ساله خود مي اموزند كه اگر كسي سنش را پرسيد بگويد ٧سال دارد. چنين رفتاري نخستين گام براي اموزش دروغ گفتن به فرزندان است.

* علت ريشه اي دروغ را بيابيد.

ايا كودك شما به عنوان بخشي از بازي رويايي خود دروغ ميگويد يا به خاطر ترس از تنبيه اين كار را انجام ميدهد؟ در بسياري از موارد دروغ كودكان ناشي از روياها و داستانهايي است كه در ذهن انها ميگذرد و در عالم واقعيت بازتاب پيدا ميكند. مثلا كودكي ممكن است به مادربزرگ خود بگويد كه قرار است صاحب خواهري شود در صورتيكه مادرش باردار نبوده و وي تنها رويا و خواسته ذهني خود را به اين صورت مطرح كرده است. اگر كودك تنها از قدرت تخيل خود استفاده كرده به او كمك كنيد تا فرق بين واقعيت و دنياي خيال را متوجه شود اما اينكار را به گونه اي انجام دهيد تا به خلاقيت او اسيب وارد نشود. اما اگر كودك براي ترس از تنبيه اين كار راانجام دهد بايد براي او توضيح دهيد كه گفتن حقيقت هميشه اوضاع را بهتر ميكند. براي مثال ممكن است ادعا كند كه دوست خيالي اش نيمه شب ليوان را شكسته و او در اين ماجرا نقشي نداشته است. در ابتدا به او ياداوري كنيد كه اگر كمي بيشتر فكر كند حتما واقعيت ماجرا را به خاطر خواهد اورد و به او اطمينان دهيد كه اگر حقيقت را بگويد براي او اتفاق بدي نخواهد افتاد.

* هيچگاه به كودك خود نگوييد كه دروغگوست.

برچسب زدن به كودك فقط ميتواند به وي اسيب برساند و ميتواند تاثير دايمي بر ديدگاه كودك نسبت به خودش داشته باشد. اگر به فرزند خود بگوييد كه دروغگوست وي اين حرف را باور ميكند و بر اساس اين باور رفتار ميكند و شخصيتش را شكل ميدهد. فراموش نكنيم كه بخش عمده اي از شخصيت هر يك از ما تحت تاثير فيدبكها و نظراتي كه ديگران راجع به ما داده اند شكل گرفته است.

* در مورد تاثيرات منفي دروغ بر روي روابط با كودك خود صحبت كنيد.

توضيح دهيد كه دروغ گويي ميتواند به روابط افرادي كه يكديگر را دوست دارند
اسيب برساند و اعتماد ميان افراد را خدشه دار كند. از او بخواهيد تصور كند كه اگر شما در مورد موضوعي به او دروغ بگوييد چه احساسي خواهد داشت و ايا ميتواند از ان به بعد به شما اطمينان كند و حرفهايتان را باور كند؟

 

[ad_2]

لینک منبع

مراحل رشد روانی جنسی انسان

[ad_1]

مراحل رشد رواني- جنسي فرويد رشد رواني- جنسي چيست ؟
بر طبق نظريه فرويد، شخصيت انسانها غالباً تا سن 5 سالگي شکل ميگيرد. تجربيات اوليه، نقش مهمي در رشد شخصيت ايفاء ميکند و تأثيرات آنها در رفتارهاي بعدي انسان در زندگي تداوم مييابد. نظريه رشد شخصيت فرويد، يکي از معروفترين و در عين حال بحث برانگيزترين نظريه هاست. فرويد اعتقاد داشت که شخصيت انسانها طي يک سري مراحل دوران کودکي شکل ميگيرد که در خلال آنها، انرژيهاي لذت جوي «خود» ( id ) بر ناحيه هاي تحريک پذير خاصي متمرکز ميشود. اين انرژي رواني-جنسي يا «زيست مايه» ( libido ) به عنوان نيروي محرکي که در پشت رفتارها قرار دارد، در نظر گرفته شده است.

اگر اين مراحل با موفقيت تکميل گردند، نتيجه اش شخصيت سالم خواهد بود. و چنانچه جنبه هاي خاصي در مرحله مناسب خود حل نشده باقي بماند، ميتواند به «تثبيت» بيانجامد. تثبيت يعني تمرکز ماندگار بر روي يک مرحله رواني-جنسي قبلي. تا وقتي که اين تعارض حل نشود، فرد در اين مرحله همچنان «گرفتار» باقي ميماند. براي نمونه، کسي که در مرحله دهاني تثبيت شده باشد. ممکن است بيش از حدّ به ديگران وابسته باشد و در جستجوي تحريک دهاني از طريق سيگار کشيدن، نوشيدن يا خوردن برآيد.

مرحله دهاني
در خلال اين مرحله، تنها راه تعامل نوزاد با جهان خارج از طريق دهان است و در نتيجه واکنش مکيدن اهميت خاصي دارد. دهان براي خوردن، ضرورت دارد و نوزاد از تحريک دهاني از طريق فعاليتهاي ارضاءکنندهاي نظير مکيدن و مزه کردن، لذت ميبرد. به دليل آن که نوزاد به طور کامل به پرستارش وابسته است (کسي که به او غذا ميدهد)، نوعي حس اعتماد و آسايش از طريق اين تحريک دهاني در او رشد مييابد.تعارض اصلي در اين مرحله، فرايند از شيرگرفتن است- بچه بايد وابستگي کمتري به پرستارش پيدا کند. اگر تثبيت در اين مرحله اتفاق افتد، فرويد معتقد است که فرد در آينده با مشکلاتي از قبيل وابستگي يا پرخاشگري روبرو خواهد شد. تثبيت دهاني ميتواند به مسائلي در خوردن، آشاميدن، سيگارکشيدن يا ناخن جويدن منجر شود.

مرحله مقعدي
در خلال اين مرحله، به عقيده فرويد تمرکز اصلي «زيست مايه» بر کنترل حرکتهاي ادرار و دفع است. تعارض اصلي در اين مرحله، آموزش آداب دستشويي رفتن است. بچه بايد ياد بگيرد که نيازهاي بدني خود را کنترل کند. رشد اين کنترل به حس استقلال و پيشرفت ميانجامد.بنا بر گفته فرويد، موفقيت در اين مرحله به رويکرد پدر و مادر در آموزش آداب دستشويي رفتن دارد. نخستين رويکرد، مستلزم پاداش و تشويق به خاطر استفاده از دستشويي در زمان مناسب است. و دومين رويکرد، تنبيه، تمسخر يا شرمنده کردن بچه به خاطر عدم استفاده از دستشويي است.اگر پدر و مادر رويکر خيلي ملايمي را برگزينند، «شخصيت مقعدي-دفعي» رشد خواهد کرد که شخصيتي مخرّب، نامرتب و ولخرج خواهد بود. و چنانچه پدر و مادر خيلي سختگير باشند و يا آموزش آداب دستشويي رفتن را از خيلي زود شروع کنند، «شخصيت مقعدي-ضبطي» رشد خواهد کرد که شخصيتي محکم، منظم، جدّي و وسواسي خواهد بود.

مرحله آلتي
در اين مرحله، تمرکز اصلي «زيست مايه» بر دستگاه تناسلي است. بچه ها تفاوت بين زن و مرد را کشف ميکنند. فرويد عقيده داشت که پسرها شروع به در نظر گرفتن پدر به عنوان رقيبي براي عاطفه مادر ميکنند. «عقده اُديپ» به تشريح اين احساس يعني در اختيار داشتن مادر و تمايل به جايگزيني پدر ميپردازد. از طرف ديگر، بچه ميترسد که به خاطر اين احساس مورد تنبيه پدر قرار گيرد. ترسي که فرويد آن را «اضطراب اختگي» مينامد.از عبارت «عقده الکترا» براي تشريح احساسات مشابه در دختران جوان استفاده شده است. فرويد اين تجربه در دختران را «غبطه قضيب» مينامد.

نهايتاً بچه با پدر يا مادر همجنس خود (پسر با پدر، دختر با مادر) به شناخت جنسي بيشتري دست مييابد. در مورد دختران، فرويد عقيده داشت که غبطه قضيب هيچگاه به طور کامل از بين نميرود و تمامي زنان تا حدّي در اين مرحله تثبيت شده باقي ميمانند. روانشناساني چون خانم کارن هورناي اين نظريه را رد کرده و آن را نادقيق و براي زنان تحقيرآميز دانستهاند. خانم هورناي در مقابل ادعا کرده است که مردان به دليل اين که نميتوانند موجود ديگري را به دنيا آورند با احساس حقارت و نقص دست و پنجه نرم ميکنند.

دوره نهفتگي
در اين دوره، علائق «زيست مايه» سرکوب شدهاند. رشد «خود» ( ego ) و «فراخود» ( superego ) در اين دوره آرامش دخالت دارد. اين مرحله حدوداً زماني آغاز ميشود که کودک وارد مدرسه ميشود و توجه بيشتري به روابط با همسن و سالان و بازيها و … پيدا ميکند.دوره نهفتگي، زمان کشف کردن است که در آن، انرژي جنسي هنوز وجود دارد امّا به ناحيههاي ديگري نظير تعاملات اجتماعي منحرف شده است. اين مرحله در رشد مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي و اعتماد به نفس اهميت دارد.

مرحله تناسلي
در آخرين مرحله از رشد رواني-جنسي، ميل جنسي شديدي به جنس مخالف به وجود ميآيد. در حالي که در مراحل قبلي، تمرکز صرفاً بر روي نيازهاي فردي بود، در اين مرحله توجه به خوشبختي ديگران رشد مييابد. اگر ساير مراحل با موفقيت تکميل شده باشند، اکنون فرد بايد متعادل، صميمي، مهربان و نوع دوست باشد. هدف اين مرحله، برقراري تعادل بين جنبه هاي مختلف زندگي است.

ارزيابي نظريه رشد رواني-جنسي فرويد
اين نظريه تقريباً به طور کامل بر روي رشد مردان متمرکز است و توجه کمي به رشد رواني-جنسي زنان دارد.آزمايش علمي نظريه فرويد دشوار است. مفاهيمي چون «زيست مايه» قابل سنجش و اندازهگيري نيستند و در نتيجه نميتوان آنها را آزمود. تحقيقات به عمل آمده، تا حد زيادي بياعتباري نظريه فرويد را نشان دادهاند.پيش بيني هاي آينده خيلي مبهم هستند. چگونه ميتوان دانست که يک رفتار فعلي مشخصاً به دليل يک تجربه در دوران کودکي ميباشد؟ فاصله زماني بين علّت و اثر آنقدر زياد است که به سختي ميتوان رابطهاي را بين دو متغير در نظر گرفت.نظريه فرويد بر پايه مطالعات موردي و نه پژوهشهاي تجربي است. همچنين، فرويد نظريه خود را برپايه جمعي از بيماران بالغ خود بنا نهاده است، نه بر روي مشاهده واقعي و مطالعه کودکان.

[ad_2]

لینک منبع