صداقت هایی که در زندگی دردسرساز می شود

[ad_1]

صداقت هایی که در زندگی دردسرساز می شود

صداقت خطرناک در زندگی مشترک
صداقت هایی که در زندگی دردسرساز می شود

در زندگی مشترک لازم است بعضی از رازها را پیش خودتان نگه دارید و صداقت محض نداشته باشید . خیلی از افراد معتقدند که پس از جاری شدن خطبه عقد تمام مرزهای بین زن و شوهر باید از بین برود و بدون هیچ مخفی کاری زندگی شان شروع شود. آنها می گویند هیچ رازی نباید بعد از ازدواج باقی بماند و زن و شوهر در طول زندگی نباید هیچ مساله ای را از هم پنهان کنند. این صداقت خیلی خوب است اما گاهی خطرساز و شبیه به یک ساده لوحی پردردسر می شود و برای زندگی مشترکتان مشکلات زیادی را بوجود می آورد.

در این مورد خواندن مقاله “این رازها را به همسرتان نگویید” را به شما پیشنهاد می کنیم.

لازم نیست همه مسائل را با همسرتان در میان بگذارید

اگر در خانواده تان پشت سر همسر شما بد گویی می شود نباید عین جملات را به گوش او برسانید. این خبرچینی که اسمش را صداقت می گذارید آتشی به پا می کند که شما و زندگی تان را نیز می سوزاند. اگر کسی اشتباهات همسرتان را بیان می کند به نرم ترین حالت ممکن، طوری که همسرتان احساس نکند پشت سر او بدگویی شده است، ماجرا را با او در میان بگذارید. در حدی باشد که درباره اشتباهاتش به او هشدار داده اید و او را متوجه دلخوری طرف دیگران از همسرتان کرده باشید و او را ترغیب کنید که از آن شخص دلجویی کند.

حتی مشکلاتی که در زندگی سایر اعضای خانواده تان وجود دارد را نیازی نیست با همسرتان در میان بگذارید. اگر خواهر شما با همسرش مشکل دارد یا حتی دوستی که با شما درددل کرده است و رازهایی را از او دارید، چیزهایی نیست که بخواهید با همسرتان در میان بگذارید. البته چیزی را از او پنهان نکنید و جزئیات در حدی باشد که اگر در جمع کسی راجع به این مشکل حرفی زد، همسر شما بی خبر نباشد. دانستن جزئیات زندگی خواهر و برادر شما نباید بیان شود زیرا این جزئیات به زندگی شما ارتباطی ندارد.

حرفی از ارتباطات یا خواستگاری های قبلی تان نزنید

آقای محترم نیازی نیست از لیست بلند بالای دختران دم بختی که مادرتان در اختیارتان گذاشته است و همه شان به ازدواج با شما علاقه مند بوده اند یا خواستگاری هایی که رفتید، با همسرتان صحبت کنید. خانم محترم نباید از پسرهای فامیل و دوست و آشنا که به دنبال ازدواج با شما بودند یا خواستگارهایی که داشتید با همسرتان صحبت کنید.

اگر می خواهید سرخوردگی، تحقیر، بی اعتمادی و احساس ناامنی را وارد زندگی تان کنید در مورد این مسائل صحبت کنید. این که در خیابان کسی مزاحمتان شده است و یا کسی برایتان خواستگار پیدا کرده است مسائلی نیست که لازم باشد با همسرتان در میان بگذارید. مطرح کردن این مسائل این حس را در همسر شما ایجاد می کند که ممکن است هر لحظه شما را از دست بدهد و این حس ناخوشایندی در زندگی است و بر زندگی شما تاثیرخوبی نخواهد گذاشت. این خاطرات و حرف ها را فراموش کنید و فقط با فکر همین یک نفری که با او سر سفره عقد نشسته اید زندگی کنید.

در دلخوری های همسرتان با خانواده اش فقط شنونده باشید

اگر از خانواده همسرتان دلخوری دارید نباید بدون هیچ ملاحظه ای با او درمیان بگذارید. فرض کنید شما از مادرشوهرتان رفتار بدی دیده اید که دلخور شده اید، همان زمان همسرتان از مادرش تعریف و تمجید می کند که زن فهمیده و محترمی است، در این شرایط شنونده باشید و شروع به نقض کردن گفته های همسرتان نکنید. لازم نیست همه حرف هایی که با مادرشوهرتان زده اید را با او درمیان بگذارید و پیش همسرتان جبهه بگیرید. اجازه دهید این مسائل بین شما و مادرشوهرتان بماند و با گذشت زمان حل شود و روی روابط تان با همسرتان سایه نیندازد.

ممکن است شما از خانواده همسرتان دلخور باشید و همسرتان هم اتفاقا از یکی از اعضای خانواده اش ناراحت باشد و این ناراحتی را با شما در میان بگذارد. در این لحظه شما شروع به برشمردن بدی های آن فرد می کنید و کاسه داغ تر از آش می شوید و حتی از همسرتان هم بیشتر از طرف مقابل بد می گویید. این کار اشتباهی است زیرا همسرتان هر قدر هم که عصبانی باشد ، از این که شما پشت سر اعضای خانواده اش بدگویی می کنید ناراحت می شود و این صحبت ها در ذهن اش ثبت می شود . اگر بتواند در مورد خانواده شما تلافی می کند و اگر این فرصت فراهم نشود از شما دل چرکین می ماند و دفعه بعد درد دل هایش را با شما در میان نمی گذارد.

حتی برعکس این رفتار هم اشتباه است. لازم نیست که وقتی همسرتان از خانواده اش بدگویی می کند شما شروع به خوب گویی کنید. شما باید شنونده باشید و همسرتان را آرام کنید. وقتی عصبانیت همسرتان فروکش کرد در مورد این دل خوری با او صحبت نکنید و از آن به عنوان ابزاری برای مظلوم نمایی خودتان استفاده نکنید.

در مورد مشکلات اعضای خانواده تان با هم نباید به همسرتان چیزی بگویید، البته مخفی کاری هم نکنید که اگر در جمع در مورد این مساله صحبت شد همسرتان بی اطلاع باشد و از این موضوع ناراحت شود. در مورد جزئیات با او حرفی نزنید و در حدی مشکلات بین اعضای خانواده تان را با او در میان بگذارید که بی خبر نباشد.

[ad_2]

لینک منبع

ﻧﺸﺎﻧﻪ های ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ

[ad_1]


ﻧﺸﺎﻧﻪ های ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ

ﻧﺸﺎﻧﻪ های ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ

7 آﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ

ﺁﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻋﻼﻣﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ‌ﺩﻫﺪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺑﻪ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ ﺍﻣﻦ ﻣﺸﺎﻭﺭﻩ ﺑﺎ ﻣﺘﺨﺼﺼﯿﻦ ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﻔﺖ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﺩﻫﯿﻢ.

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﺩﻭﺭﯼ ﮔﺰﯾﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﻣﻘﺪﻭﺭ
ﻫﺮﯾﮏ ﺍﺯ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺠﺰﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﯾﻬﺎ ﻭ ﻋﻼﻗﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺧﺎﺹ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺟﺪﺍﯼ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻭ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﻗﻀﯿﻪ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﻟﺰﺍﻡ ﺑﻪ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺳﺎﻋﺎﺗﯽ ﺟﺪﺍﯼ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﺍﺻﻞ ﻣﺴﻠﻢ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ. ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻟﺰﺍﻡ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﻬﺎﻧﻪ‌ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﻣﺤﻤﻮﺩ ﻧﻘﺎﺵ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﺸﺖ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻣﺮﯾﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﯾﮏ ﻣﯚﺳﺴﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﭼﻬﺎﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻇﻬﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﺎ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖِ ﺑﻌﺪ ﻫﺮ ﺩﻭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﻏﻠﺐ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺍﯾﻦ‌ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯽ‌ﻣﺎﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﺮﻑ‌ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭ ﺁﻥ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﻣﺮﯾﻢ ﻫﻢ ﺑﺎ ﭘﺮﺳﻪ‌ﺯﺩﻥ‌ﻫﺎﯼ ﺑﯽ‌ﻫﺪﻑ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺐ ﻭ ﻓﯿﻠﻤﻬﺎﯼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﻣﯽ‌ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﺑﮕﺎﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﮐﻢ ﺭﻧﮓ ﺷﺪﻥ ﺗﻔﺎﻫﻤﺎﺕ ﻭ ﻧﻘﺎﻁ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ
ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻥ، ﻧﮕﺮﺷﻬﺎﯼ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺒﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎﺯﮔﺎﺭﯼ ﯾﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺯﻭﺝ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺁﻭﺭﻧﺪ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﮐﻪ ﺑﻬﻨﺎﺯ ﻭ ﺑﻬﺰﺍﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺨﺮﯾﺪﻩ‌ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﯾﺪﻫﺎ ﻭ ﺳﻔﺮﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮﺿﺮﻭﺭﯼ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻬﺰﺍﺩ ﺑﻪ ﺻﺮﺍﻓﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﮐﻤﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺳﺒﮏ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻨﺸﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : “ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ”
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﮔﻪ‌ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺯﺍﺩﯾﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﺜﻞ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﻤﻨﻮﻋﯿﺘﯽ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩ. ﺩﺭ ﯾﮏ ﮐﻼﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﮑّﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ‌ﺑﺮﯾﻢ. ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻟﺬﺕ ﺑﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺴﺮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻧﺸﻮﺩ ﯾﮏ ﺁﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺷﻐﻞ ﻫﻤﺴﺮ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻣﺎﻩ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺄﻣﻮﺭﯾﺖ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ. ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﻣﺠﺎﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻏﺬﺍﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ‌ﺍﺵ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﺪ، ﺗﺎ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ، ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﺮﻭﺩ ﻭ ﺧﻼﺻﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻫﯿﭻ ﻣﻤﺎﻧﻌﺘﯽ ﻣﺜﻞ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺠﺮﺩﯼ‌ﺍﺵ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ. ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻥ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺳﺎﺑﻖ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﺪ.

ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﺳﮑﻮﺕ
ﺳﮑﻮﺕ ﺁﻓﺖ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﮔﺮﻡ ﻭ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺍﺳﺖ. ﺳﮑﻮﺕ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺷﺒﺎﻧﻪ‌ﺭﻭﺯ ﺯﻭﺝ ﺍﺻﻼً ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻭ ﻣﯽ‌ﮔﺬﺭﺩ ﺣﺴﺎﺱ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻃﻼﻉ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﻤﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﭘﯿﺎﻣﺪ ﺍﯾﻦ ﺳﮑﻮﺕ، ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﺮ ﯾﺎ ﺯﻭﺩ ﮐﺎﺳﻪ ﺻﺒﺮ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺭﺍ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺟﻤﻌﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺻﺒﺎ ﻭ ﺍﻣﯿﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﮔﺮﺩﺵ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ، ﺻﺮﻑ ﻏﺬﺍ، ﭼﺮﺕ ﺯﺩﻥ ﻭ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻟﺰﻭﻡ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﻟﻮﻟﻪ‌ﮐﺸﯽ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺒﯿﻞ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺻﺒﺎ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺳﻮﺀﺗﻔﺎﻫﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺑﯿﻦ ﺍﻭ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﯿﺮ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺴﺎﻟﺖ ﻭ ﮐﺮﺧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ‌ﻫﺎﯾﺶ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻤﺶ ﺑﮕﻮﯾﺪ.

ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﮐﺎﻫﺶ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮﺏ، ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻻﯾﻞ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﯾﺎ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺗﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺗﻤﺎﺱ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩﻥ، ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩﻥ، ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻭ … ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺭﺍﻫﮑﺎﺭ ﮐﻤﮑﯽ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﮐﺎﻫﺶ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﺎﻡ‌ﺗﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻤﺎﺱ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺁﮊﯾﺮ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﻬﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧﺴﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ.
ﻣﺜﺎﻝ: ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﻗﺒﻞ ﻟﯿﻼ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺑﻪ ﻧﻈر ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺮﺍﻋﺎﺕ ﺣﺎﻝ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﭘﺮﻫﯿﺰ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﮐﻢ ﻭ ﮐﯿﻒ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﻪ ﺳﺎﺑﻖ ﺑﺮﻧﮕﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺷﺸﻤﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ
ﺩﺭ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﺯﻭﺟﻬﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ. ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﯾﻪ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﻣﯽ‌ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺍﻧﺪﺍﺯﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ‌ﺭﻭﺩ ﻗﺪﺭﺕ ﺷﻨﻮﺍﯾﯽ ﻫﻤﺴﺮﺷﺎﻥ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭﺁﻣﺪﻥ ﻃﺒﻠﻬﺎﯼ ﺟﻨﮕﯽ ﺗﺎﺯﻩ!
ﻣﺜﺎﻝ: ﯾﮏ ﺳﺎﻟﯽ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﺸﺎﺟﺮﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻧﺤﻮﻩ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﺭﯾﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﺳﻤﯿﻪ ﻭ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻫﻔﺘﻤﯿﻦ ﺁﮊﯾﺮ : ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﺑﻮﺩﻥ
ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻧﺎﺷﻮﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮ ﻋﺮﺻﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﻭﻻً ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻪ ﻣﺨﺮﺏ ﺩﻭﻣﺎً ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺕ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺯﻭﺟﯿﻦ ﯾﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﺸﻮﺩ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺟﻤﻊ ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖ، ﺗﻌﻬﺪ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺟﻨﺴﯽ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻠﺰﻭﻣﺎﺕ ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ‌ﻣﺎﻧﺪ.
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ، ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻋﻼﻣﺘﻬﺎﯼ ﺧﻄﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯾﺪ ﻭﻗﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫﯿﺪ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﮐﻤﮏ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.

[ad_2]

لینک منبع